احمد مجد الاسلام كرمانى
189
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
را به آن فضاحت حبس نمود و مبالغى از او گرفته بعراقش فرستاد و موقر السلطنه داماد شاه را به چوب بسته و جماعتى ديگر را نفى و تبعيد كرد و به خيال خودش راه را صاف نموده بود ، اما جلو ميل شاه را نمىتوانست مسدود نمايد و همين كه شاه اظهار ميل بفرنگ مينمود اتابك مبهوت ماند كه اين مرتبه ديگر بكدام تدبير پول تحصيل نمايد ، چه ميدانست دولت روس هم حاضر نميشود بعد از هفتاد كرور پول بىمحل وجهى ديگر قرض بدهد و چون در جزو شروط استقراض اول قيد شده بود كه دولت ايران تا اين قرض را نپردازد حق ندارد از هيچ دولتى قرض كند پس محل قرض منحصر است بروس و روسها هم در آن اوقات گرفتار محاربه با ژاپن بودند و ممكن نبود بتوانند وجهى بايران قرض بدهند و بر فرض كه حاضر ميشدند محلى مثل گمرك و چون چنين محلى نداشتند ناچار بودند كه يا ماليه ايران را رهن استقراض جديد بگذارند و يا اردبيل و آستارا و غيره را برحسب ميل و تعيين روسها به آنها واگذار نمايند و تمام اين ترتيبات دنباله پاورقى
--> خواهد بود . اداى بقيه مبلغ استقراضى به چهار دفعه كه هريك با ديگرى يك ماه فاصله داشته باشد تحويل و پرداخته خواهدشد كه قسط اول آن به مبلغ 1875000 منات و بلافاصله بعد از امضاى اين قرارداد پرداخته شده و سه قسط ساير بمنافع مساوى خواهند بود . فصل دهم - براى بقيه حساب مذكوره در فصل نهم كه بايستى پرداخته بانك استقراضى ايران يك حساب جارى مخصوص از قرار تنزيل 4 % در سال براى دولت امپراطورى ايران باز خواهد نمود . فصل يازدهم - بانك استقراضى ايران متعهد مىشود باينكه از بانك شاهنشاهى ايران در پرداخت اصل رسمى كه جمع و حساب اصلى آن معادل 140000 مىشود در همان تاريخ كه دولت امپراطورى ايران براى بانك مزبوره تعيين كرده است سبقت جويد